فرازهایی از زندگانی و مکارم هشتمین خورشید ولایت حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
ولادت آن حضرت و القاب ایشان
برای جمع آوری اطلاعات در باره زندگی ائمة اطهار علیهم السلام علاوه بر منابع تاریخی باید به کتابهای حدیثی و فقهی که نزد علمای شیعه از اعتبار کافی برخوردارند مراجعه کرد. در باره سال و ماه ولادت حضرت رضا علیهالسلام چند قول وجود دارد. از جمله: شیخ صدوق در کتاب عیون اخبارالرضا ولادت حضرت را در سال 153 ه.ق و پنج سال پس از شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ذکر نموده است. بنابر قول مشهور، هشتمین خورشید آسمان ولایت و امامت در روز پنجشنبه یازدهم ذیقعدة سال 148 ه.ق دیده به جهان گشود. نام مبارک ایشان علی و کنیة ایشان ابوالحسن است. القاب متعددی دارند که برخی از آنها عبارتاند از: رضا، صابر، زکی، ولی، وفی، صدیق، رَضی، فاضل، عالم آل محمد، امام الرئوف. مشهورترین لقب آن حضرت «رضا» میباشد. امام جواد علیه السلام فرموده اند: «خداوند او را رضا نامید زیرا آن حضرت مورد پسند خداوند در آسمان و مورد پسند رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم و امامان پس از آن حضرت در زمین بود؛ و بدان جهت که دشمنان آن حضرت همچون دوستانش به او رضایت داشتند، و این از ویژگیهای آن حضرت است، وی از میان امامان رضا نامیده شدند.» مادر حضرت بانوی بافضیلتی بود که نجمه نام داشت و به کنیه های ام البنین، تُکتَم، سمانه، خیزران، و طاهره نیز خوانده میشد.
امامت علی بن موسی الرضا و شیوة هدایت جامعه
علی بن موسی الرضا در سال 183 ه.ق، پس از شهادت مظلومانة پدر بزرگوارش در زندان هارون الرشید، به امامت رسید. در آن زمان 35 بهار از عمر حضرت گذشته بود و مدت امامت ایشان، تا سال 203 ه.ق که در مرو به شهادت رسید، بیست سال به طول انجامید. ایشان ده سال از آغاز دوران امامت خود را در حکومت هارون سپری کردند. به عبارت دیگر، آغاز امامت حضرت رضا علیهالسلام مقارن با اوج دوران اقتدار سلسلة بنیعباس است. با وجود سختگیری دستگاه خلافت، و بدخواهی گروهی از وابستگان حزب بنیالعباس و از جمله خاندان برمکی، حضرت رضا علیهالسلام مبارزة سیاسی خویش را با حاکمیت عباسی از یاد نبردند. در نتیجه، شاکلة دوران امامت آن حضرت در دو اصل تبلور مییابد: تقیه در مقابل خلیفة جابر عباسی و اهتمام به ترویج دین و رفع شبهات. چنانکه، ایشان اندکی پس از شهادت پدر گرامی خود، طی سفری به کوفه و بصره، به مناظرههای دامنهداری با علمای دیگر ادیان و همچنین متکلمین مسلمان پرداختند.
عصر حیات حضرت رضا علیهالسلام به علت گسترش فرقههای کلامی و گرایشهای منحرف سیاسی و مذهبی نسبت به دوران دیگر ائمة طاهرین عصری استثنائی محسوب میشود. در زمان آن بزرگوار با رواج فرهنگهای بیگانه و گاه بسیار دور از فرهنگ اسلامی اصیل، که گاه از سوی دستگاه خلافت حمایت میشد، بازار تمام فرضیهپردازان گرم بود. به همین علت، حیرت و سرگردانی مردمان حقجو نیز شدت یافته بود. بنابراین، از همان آغاز امامت یکی از مهمترین فصول زندگی پر برکت امام رضا صلواتالله علیه جهاد عقیدتی با ارباب فرق در تبیین معنای صحیح امامت و تلاش در جهت هدایت افرادی بود که فریب چهرههای ظاهرالصلاح را خورده بودند. برای مثال، در دوران طولانی حبس امام کاظم علیهلسلام، به خصوص پس از وفات حضرت، در بین شیعیان انحراف فکری و عقیدتی به وجود آمد. پیدایش فرقة واقفیه از جمله انحرافات قابل ذکر است. واقفیه گروهی هستند که پس از حضرت موسی بن جعفر بر امامت آن حضرت وقف نمودند و حضرت رضا و ائمة بعد از ایشان را نپذیرفتند. برخی از وکلای امام کاظم علیهالسلام به اموالی که به امانت نزد خود داشتند طمع بستند؛ و شهید شدن و درگذشت امام هفتم را انکار کردند. آنان ادعا کردند که امام کاظم از دنیا نرفته است، بلکه غیبت گزیده و آخرین امام معصوم است. از جملة ایشان عثمان بن عیسی بود که در مصر اقامت داشت. امام در نامهای از عثمان خواست اموال فراوانی را که از امام کاظم نزد وی جمع شده بود مسترد دارد. او در پاسخ نوشت که موسی بن جعفر وفات نیافته است، و از پرداخت اموال سرباز زد. فضل بن شاذان روایت نموده است: «از امام رضا علیهالسلام در بارة واقفیها سؤال شد. حضرت فرمود: آنان در زندگی حیران و سرگرداناند و به هنگام مرگ، زندیق (بی دین) از دنیا میروند.» حضرت رضا علیهالسلام هیچگاه با این گروه به خشونت و ستیز برنخاستند، بلکه با استدلال و یا نشان دادن کرامتهای خاص دلهای منحرفی را که توسط واقفیها به گمراهی کشیده شده بودند متوجه خویش و حقانیت امامتشان میساختند. ابراهیم بن عباس، از یاران امام، اشاره میکند: «تمام سخنان حضرت و پاسخهای ایشان به پرسشهای علمی و اعتقادی با استنادهای متقن برگرفته از آیات قرآن بود.» امام هر سه روز یک ختم قرآن را تمام میکرد و میفرمود: «به هیچ آیهای برنمیخورم مگر اینکه میاندیشم چه وقت در و در چه موردی نازل شده است.»
هارون نمیتوانست در برابر مبارزة سیاسی امام خشونت آشکار و واکنش صریحی داشته باشد. وی در پاسخ سعایت درباریان، از جمله عیسی بن جعفر برادر همسرش و یحیی بن خالد برمکی وزیر بانفوذ خلافت عباسی که پیوسته به بدگوئی از امام مشغول بودند، سکوت اختیار میکرد. هارونالرشید همواره تلاش کرده بود جریان شهادت حضرت موسی بن جعفر را امری طبیعی جلوه دهد؛ اما افکار عمومی که شکنجه و حبس امام را به خاطر داشتند وفات آن حضرت را ناشی از اقدام خشونتآمیز حاکمیت میدانستند؛ و هارون از معارضة جدیتر با خاندان ولایت واهمه داشت. با این تفاصیل، پس از چند سال با گسترش فعالیتهای سیاسی و فرهنگی حضرت علی بن موسیالرضا و گزارشهای مزدوران عباسی، هارون رفتار دیگری در پیش گرفت و حتی مصمم به قتل آن حضرت شد. اما، توطئة هارون برای به شهادت رساندن امام هشتم بیاثر ماند و خلیفه در پی ناآرامیها و وقایعی که برای حاکمیت عباسی اتفاق افتاد مجبور شد به خراسان برود. او سرانجام در سال 193 ه.ق در همان جا درگذشت و فرصتی برای انتقامجوئی از امام رضا علیهالسلام نیافت. با وفات هارون فرزندش محمد امین به واسطة نفوذ مادرش (زبیده) خلافت رسید. دورة خلافت وی پنج سال به طول انجامید که از همان ابتدا با اختلاف بین حاکمیت بغداد و حکومت خراسان، که توسط عبدالله مأمون اداره میشد، همراه بود. اختلاف میان این دو برادر بر سر تصاحب خلافت تا حدود زیادی حاکمیت عباسی را از مقابله با علویان و ایجاد زحمت برای امام رضا علیهالسلام غافل ساخت. در این فرصت، امام بنابر وظیفة الهی خود کار هدایت مردم و سامانبخشی به امور شیعیان را با اطمینان خاطر بیشتری انجام میدادند.
زندگی نامه امام رضا ( علیه السلام )

